"چهره در هم کشید و روی گردانید،"
از اینکه آن مرد نابینا نزد او آمد!
تو چه می دانی شاید او [در پرتو تعالیم اسلام از آلودگی] پاک و پاکیزه شود
یا متذکّر [حقایق] گردد و آن تذکر او را سود دهد؛
اما کسی که خود را ثروتمند نشان می دهد
تو به او روی می آوری [و نسبت به وی اهتمام می ورزی]
در حالی که اگر او نخواهد خود را [از آلودگی های باطنی و عملی] پاک کند تکلیفی بر عهده تو [نسبت به او] نیست؛
و اما آنکه شتابان نزد تو آمد
"در حالی که [از پروردگارش] می ترسد،"
تو [با روی گردانی] از او به دیگران می پردازی.
"این چنین [برخوردی شایسته] نیست، بی تردید این آیات قرآن مایه پند است."
"پس هرکه خواست از آن پند گیرد،"
در صحیفه هایی است ارزشمند
بلند مرتبه و پاکیزه
در دست سفیرانی
بزرگوار و نیکوکار.
"مرگ بر انسان، چه کافر و ناسپاس است!"
[خدا] او را از چه چیز آفریده؟
"از نطفه ای [ناچیز و بی مقدار] آفریده است، پس او را [در ذات، صفات و اندام] اندازه لازم عطا کرد."
"آن گاه راه [هدایت، سعادت، خیر و طاعت] را برایش آسان ساخت."
"سپس او را میراند و در گور نهاد،"
و سپس چون بخواهد او را زنده می کند.
این چنین نیست [که وظیفه اش را انجام داده باشد] هنوز آنچه را به او دستور داده به جا نیاورده است.
پس انسان باید به خوراکش با تأمل بنگرد
که ما [از آسمان] آب فراوانی فرو ریختیم.
سپس زمین را [به صورتی سودمند] از هم شکافتیم.
"پس در آن دانه های فراوانی رویاندیم،"
و انگور و سبزیجات
و زیتون و درخت خرما….
و بوستان های پر از درخت تناور و بزرگ
و میوه و چراگاه
تا مایه برخورداری شما و دام هایتان باشد. ….
"پس زمانی که آن بانگ هولناک و مهیب در رسد،"
"روزی که آدمی فرار می کند، از برادرش…."
و از مادر و پدرش….
و از همسر و فرزندانش
در آن روز هرکسی از آنان را کاری است که او را به خود مشغول می کند [تا جایی که نمی گذارد به چیز دیگری بپردازد.]
در آن روز چهره هایی درخشان و نورانی است
خندان و خوشحال….
و در آن روز چهره هایی است که بر آنان غبار نشسته
[و] سیاهی و تاریکی آنان را فرا گرفته است؛ ….
آنان همان کافران بد کارند.
